X
تبلیغات
نورخانه

نورخانه

این جا همیشه نوری هست...(اشعار آیینی و مذهبی)

میلاد حضرت جوادالائمه(ع) و حضرت علی اصغر(ع)

نامش علی اصغر و در رتبه اکبر است

چشم فلک نظیر و مثالش ندیده است

باب الحوائج همه مستمندهاست

از بین پنجه هاش سخاوت چکیده است

با سلام. بعد از عمری یادمون افتاد که آپ کردن هم بد نیست. شعر حضرت علی اصغر چون مقداری احساسی تر بود ابتدا گذاشتم شعر کامل  که در مدح حضرت جواد الائمه است در ادامه مطلب قابل مشاهده می باشد.

 

امشب مدینه محو طلوع سپیده است

در کوچه ها نسیم بهاری وزیده است

از روی خاک، ساقه امید و عاطفه

تا آسمان به سوی خدا قد کشیده است

امشب میان باغچه ی سبز فاطمه

بار دگر، شکوفه ی سیبی دمیده است

امشب رقیه مژده به ارباب می دهد

بابا بخند چون علی اصغر رسیده است

بوی بهشت می رسد از دامن رباب

از بس زلبهای گلش بوسه چیده است

عباس با تبسم او ذوق می کند

قلبش برای طفل برادر تپیده است

زینب بیا و آینه ی حیدری ببین

آری خدا دوباره علی آفریده است

نامش علی اصغر و در رتبه اکبر است

چشم فلک نظیر و مثالش ندیده است

باب الحوائج همه مستمندهاست

از بین پنجه هاش سخاوت چکیده است


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم تیر 1387ساعت 15:58  توسط غبار مکتب الزهرا  | 

میلاد رسول اکرم (ص) و حضرت صادق (ع)

گر جسارت کرد بر تو ابلهی حیف از جواب

تو به وسعت، فوق اقیانوس و او کم از سراب

با صدای سگ نگردد، کم فروغ آفتاب

می درخشد تا قیامت نور بی پایان تو

 

 

با این که بسیار دیر شده بود و قصد نداشتم شعر میلاد حضرت امام صادق و حضرت رسول رو بذارم، اما گستاخی های جدید دشمنان (انتشار فیلم مذبوحانه فتنه) و غربت عجیب حضرت رسول(ص) حتی در بین پیروانشون باعث شد تا این شعر رو تقدیم کنم:

ضمناً جناب آقای کارگر لطف فرمودند توضیحاتی در مورد وزن و قالب شعر آقای سازگار دادند:

وزن شعر فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن هست که در بحر رمل مثمن محذوف قرار دارد و قالب شعر نيز مسمط مي‌باشد که اولين بار توسط منوچهري دامغاني در قرن پنجم درست شد.

موفق و موید و منصور و سلامت باشید

غبار

 

 

در مدح حضرت رسول (ص):

تو به جای سیم و زر، احسان و عدل اندوختی

تو نگاه مرحمت حتی به دشمن دوختی

تو به بزم آفرینش، سوختی و سوختی

تو ز حکمت در دل انسان چراغ افروختی

تو به جای اضرب، اقرأ بر بشر آموختی

می درخشد عَلَّم القرآن به الرحمن تو

 

در مدح حضرت امام جعفر صادق (ع):

 

تو ولی اللهی و آیینه پیغمبری

در شجاعت در فصاحت در بلاغت، حیدری

فاطمه یا مجتبایی یا حسین دیگری

نور چشم سید سجاد ونجل باقری

هم اباعبدالهی،هم صادقی، هم جعفری

ای اساتید دو گیتی طفل ابجد خوان تو

 

(شاعر: غلامرضا سازگار- ذاکر: حاج محمدرضا طاهری –میلاد حضرت رسول سال 85)

 :: جهت مشاهد متن کامل این شعر به ادامه مطلب رجوع فرمایید ::


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387ساعت 14:13  توسط غبار مکتب الزهرا  | 

فرا رسیدن ماه ربیع الاول پس از محرم و صفر

شیعه شناخته شده با عزم و عزتش

با ذوالفقـار صیـقلی حــلم و حکمتش

هرکس که بی خیال قضایای کوچه شد

اوشیعه زاده نیست بگو تف به غیرتش

(وحید قاسمی)

با عرض شرمساری بسیار بابت تاخیر طولانی...

امیدوارم عزاداریهای محرم و صفرتون مورد قبول واقع شده باشه

تا بتونید درکی عمیق تر از ماه ربیع الاول داشته باشید

روزهای زیبای این ماه رو بهتون تبریک میگم

دعا کنید توفیق داشته باشیم تا در خدمتتون باشیم

این شعر هم برای خداحافظی از این دو ماه: خدا حافظ پیرهن سیاه ارباب ... خدا حافظ ای خیمه گاه ارباب ...

من با لباس مشکی تان خو گرفته ام

از طینت پلید خودم رو گرفته ام

با قایق شکسته اشک دو دیده ام

بر ساحل عزای تو پهلو گرفته ام

بهر غبار روبی فرش عزا یتان

در این دو ماه از مژه جارو گرفته ام

از یمن روضه های پر از عطر سیب تان

شکر خدا حسین کمی بو گرفته ام

هر ساله مزد نوکریم آخر صفر

از دست سبز ضامن اهو گرفته ام

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386ساعت 0:46  توسط غبار مکتب الزهرا  | 

بزرگ خاندان آب ها - حضرت ابوفاضل(ع)

 

ای بزرگ خاندان آب ها

آشنای مهربان آب ها

در مقام شامخ سقاییت

بند می آید زبان آب ها

از حیات ماذن چشمان تو

تا خدا آمد اذان آب ها

با تماشای لب دریاییت

آب افتاده دهان آب ها

مثل دریایی ولیکن می دهی

مشک خشکی را نشان آب ها

بر ضریح دست تو پیچیده اند

التماس گیسوان آب ها

مشک و ختم و فاتحه هرگز نبود

این تصور در گمان آب ها

(شب تاسوعا۸۶-ذاکر:حاج محمدرضا طاهری)

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم بهمن 1386ساعت 15:0  توسط غبار مکتب الزهرا  | 

ورود کاروان به کربلا

با آرزوی قبولی عزاداریها و عرض ارادات شما دوستان گرامی و همچنین عرض شرمساری به دلیل این که اشعار دهه اول را نتوانستم تقدیم کنم. ان شالله بزودی تمامی اشعار مربوط به دهه اول را تقدیم خواهم کرد، تا دوستان در دهه دوم و سوم و ماه صفر بتوانند استفاده کنند.

 

 

گرد و خاکی میان صحرا بود

کاروانی ز نور پیدا بود

کعبه هایی روان ز سمت حجاز

همه ی روشنی دنیا بود

آسمان بر زمین گذر می کرد

یا که خورشید، روی شن ها بود

زیر پایش به جای خاک کویر

بال های فرشته ها وا بود

در میان تمام محمل ها

محملی بی رکاب پیدا بود

گرد گردش عشیرۀ سادات

دست بر سینه های شیدا بود

محملی روی دوش جبرائیل

قبله ای که عجیب گیرا بود

در یمینش عون و جعفر و صادق

در یسارش علی لیلا بود

پشت سر شیرهای هاشمی و

پیش رو، حسین زهرا بود

لیک تنها کنار پردۀ آن

جای مردی بلند بالا بود

محمل عمّۀ امام زمان

که رکابش به نام سقا بود

چون زمان نزول می آمد

گوییا مرتضی در آن جا بود

چشم نامحرمان در آن اطراف

کور می شد اگر که بینا بود

 

::برای مشاهداه متن کامل این ترکیب بند به ادامه مطلب رجوع کنید::


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه یکم بهمن 1386ساعت 22:38  توسط غبار مکتب الزهرا  |